عبد الرحمن جامى
81
مرقع نى نامه جامى ( فارسى )
[ متن ] باسمه سبحانه « 1 » تيمّنا بذكر الملك العلّام « 2 » عشق جز نائىّ و ما جز نى نئيم * وى دَمى بىما و ما بىوى نِئيم نى ، كه هر دم نغمهآرايى كند * در حقيقت از دَمِ نايى كند « 3 » اين سطرى چند است ، « 4 » بعضى منثور و بعضى منظوم ، به قلم صدق نيّت و [ رقم ] « 5 » خلوص طويّت ، در بيان معنى نى و [ حكايت ] « 6 » شكايت وى كه در مفتتح [ كتاب ] « 7 » مثنوىّ حضرت مولوى [ كه ] « 8 » كاشف حقايق اسرار معنوى است وقوع يافته و پرتو شعور بعضى بر آن نتافته . جعلتها تحفة لحضرة من خصّ بالمواهب الجليّة و المراتب العليّة و رسّمتها خدمة لسدّة من فاز بالفضائل الانسيّة و الشّمائل القدسيّة ، نظم : « 9 » آنكه چون در مدحش انديشم مقال * ناطقه حيران بماند ، عقْل لال كى ميسّر گردد اين سِرّ شگرف * جلوه دادن در لباس صَوْت و حرف ؟ هيچ از آن بِه نيست كاين امرِ خَطير * واگذارم هم بدان « 10 » صافى ضمير تا كند از فضل و احسان و كرم * وصف « 11 » خود هم در عرب هم در عجم مدح خورشيد ار نگويد هوشمند * فيضِ نورش هست « 12 » در مدحش بَسَنْد ور به وصف مُشك نگشايد نَفَس * مُشك را اوصافْ بوى مُشك بس چون به وصف كس ندارد افتخار « 13 » * بر دعاى وى نمايم « 14 » اختصار
--> ( 1 ) متن از ص ؛ چ : بسمه ( 2 ) از م ( 3 ) م : بود ( 4 ) چ : سطرى است چند ( 5 ) افزوده از چ ( 6 ) افزوده از ص ، چ ( 7 ) ص ، م ، چ : - كتاب ( 8 ) افزوده از ص ، چ ( 9 ) ص ، م : مثنوى ؛ چ : - نظم ( 10 ) ص ، م ، چ : به آن ( 11 ) م : مدح ( 12 ) ص ، م ، چ : نور او بود ( 13 ) ص ، م ، چ : افتقار ( 14 ) ص ، م ، چ : بر دعا اولى نمايد